احمد احمدى بيرجندى

51

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي )

از دوستان ملامت بيحد شنيده‌اى * تنها نديده‌اى الم از دست اجنبى چون عنصر لطيف تو با خصم بدمنش * هرگز نديد كس قمر برج عقربى « 5 » زهر جفا نمود ترا آب خوشگوار * از بس كه تلخكامى و بيتاب و پرتبى از ساقى ازل نگرفته است تا ابد * چون ساغر تو هيچ ولىّ مقرّبى آرى بلا به مرتبهء قرب اولياست * و اندر بساط قرب نبود از تو اقربى « 6 » گردون شود نگون و رخ مهر و مه سياه * كافتاده در لحد چو تو تابنده كوكبى نشنيده‌ام نشانهء تير ستم شود * جز نعش نازنين تو در هيچ مذهبى اى « مفتقر » بنال چو قمرى درين عزا * كاين غصّه نيست كمتر از آن زهر جانگزا « * »

--> * ديوان آية اللّه غروى اصفهانى ، ( كمپانى ) ، ص 52 . ( 5 ) - اشاره است به اصطلاح نجومى : قمر در عقرب كه نامبارك و نحس است . ( 6 ) - اشاره است به : البلاء للولاء كما اللهب للذهب ( احاديث مثنوى ) . همين مضمون را شاعر ديگرى نيز دارد : هر كه در اين بزم مقرّب‌تر است * جام بلا بيشترش مىدهند . اين حديث در بحار الانوار جلد 81 / 188 به اين صورت نقل شده است : الامام الصّادق ( ع ) : انّ اللّه اذا احبّ عبدا غتّه بالبلاء غتّا و به صورتهاى ديگر در منابع شيعه نقل شده است .